ابن حسام خوسفی › غزل شمارهٔ ۲۷| ” میراث‌دار ادب پارسی “

بیا که بوی ریاحین دمید و گل بشکفت / صبا به زلف معنبر بساط سبزه برفت
به باغ نرگس مخمور جام جم برداشت / به بزم گاه چمن لاله پر ، پیاله گرفت
صبا به دست سحر گه به نوک نیزه خار / حریر گل بدرید و قبای غنچه بسفت
میان سبزه سیراب عکس لاله ببین / که لعل ناب چگونه است با زمرد جفت
شکفت گل ، می گلگون بده که موسم گل / حدیث توبه و تقوا حکایتی است شگفت
ز بلبلان چمن پرس نکته توحید / که آشکار شود بر تو راز های نهفت
خیال خواب برفت از دُماغ ابن حسام / که بلبل از هوس گل نمی تواند خفت