ابن حسام خوسفی › غزل شمارهٔ ۵۶| ” میراث‌دار ادب پارسی “

گل به فصل بهار می خندد / سبزه بر مرغزار می خندد
غنچه ی دلگشای تنگ دهان / چون لب لعل یار می خندد
ابر بر لاله زار می گرید / لاله بر کوهسار می خندد
هرشکوفه که زینت چمن است / بر سر شاخسار می خندد
الفتی هست با بنفشه مرا / کوچو من سوگوار می خندد
لاله بر پای سرو چون منصور / مست در پای دار می خندد
وقت مردن چوشمع، ابن حسام / بادلی پر شرار می خندد