ابن حسام خوسفی › غزل شمارهٔ ۶۰| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ان را که مهر روی تو در دل نیافتند / او را به هیچ واسطه مقبل نیافتند
حجاج ره به کعبه ی اهل صفا نبرد / تا در حریم کوی تو منزل نیافتند
عطرنسیم کوی توکان همدم صباست / درچین طرّه های شمایل نیافتند
آنکو نه خاک درگه جانان به جان خرید / او را به هیچ باب معامل نیافتند
گنجینه ی رموز محبت که عشق اوست / درسینه ای طلب که درو غل نیافتند
اهل روش که سالک اطوار عزتند / جز عکس روی دوست مقابل نیافتند
دست امید ابن حسام شکسته دل / درگردن مراد حمایل نیافتند