امیر معزی › شمارهٔ ۲۸| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ای شاه ز شاهان که کند آنچه تو کردی / در ملک به شاهی ز همه شاهان فردی
آنجا که می و بزم بود اصل نشاطی / وانجا که صف رزم بود مرد نبردی
جان پدر و جان برادر به تو شادست / کز هر سه فزونی به جوانی و به مردی
هر رزم که آن هر سه نجستند تو جستی / هرکار که آن هر سه نکردند توکردی
در ملک تو افزود هر آن مال که دادی / در جان تو افزود هر آن باد که خوردی
تا دیر بماند فلک و زود بگردد / خواهم که بمانی و ازین حال نگردی