دلم به چشم تو آمد به دودمان سیاه / حذر نکرد همانا ز خان و مان سیاه
ز قید زلف تو پرهیز می کند دل من / چنانکه مار گزیده ز ریسمان سیاه
زبان برید قلم راز من هویدا کرد / سرش بریده که در من کشد زبان سیاه
فغان که صومعه گیران دورنگ و زّراقند / به درعه های سفید و به طیلسان سیاه
شبی دراز به باید که من بپردازم / شکایت سر زلف تو با شبان سیاه
چو خط سبز تو بگرفت طرف چشمه نوش / خضر به آب حیات امد از مکان سیاه
نشان خال تو بر دل نگاشت ابن حسام / که هرگزش مرواد از دل آن نشان سیاه
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.