امیر معزی › شمارهٔ ۲۹| ” میراث‌دار ادب پارسی “

خبرت هست که در آرزوی روی توام / وز غم و فرقت تو تافته چون موی توام
خسته هجر تو و سوخته عشق توام / عاشق موی تو و شیفتهٔ روی توام
بوی تو باد سحرگه به من آرد صنما / بندهٔ باد سحرگه ز پی بوی توام
به سر تو که برم عهد وفای تو به سر / تا بدانی که هواخواه و هواجوی توام