امیر معزی › شمارهٔ ۱۱۲| ” میراث‌دار ادب پارسی “

چون چشم تو بر دلم شود تیر انداز / زلف تو شود پیش دلم جوشن ساز
کوته نکنم دو دست از آن زلف دراز / کاو تیر به جوشن از دلم دارد باز