امیر معزی › شمارهٔ ۱۱۵| ” میراث‌دار ادب پارسی “

در عشق تو بی‌روان نَوان بودم دوش / آشفته دل و رمیده جان بودم دوش
مرغی که به تیغ نیم بسمل‌گردد / دور از بر تو راست چنان بودم دوش