امیر معزی › شمارهٔ ۱۲۹| ” میراث‌دار ادب پارسی “

هر شب ز غم تو دل ز جان برگیرم / پندی که خرد دهد من آن نپذیرم
تا روز نهد خیال تو در پیشم / صد چشمه و من ز تشنگی می‌میرم