امیر معزی › شمارهٔ ۱۵۷| ” میراث‌دار ادب پارسی “

پروین و ستارگان گردون پیمای / اندر شب هجر تو نجنبند ز جای
گویی توکه دست هجرت ای بزم آرای / دارد به فسونی هر یکی را بر پای