انوری › در وصف عمارت ممدوح| ” میراث‌دار ادب پارسی “

این همایون مقصد دنیا و دین معمور باد / جاودان چون هست معمور از حوادث دور باد
در حریم او خواص کعبه هست از ایمنی / در اساس استوار او ثابت طور باد
از سر جاروب فراشان او هر بامداد / سقف گردون پر غبار بیضهٔ کافور باد
وز نوای پاسبان نوبتش هر نیم شب / در دماغ آسمان از نغمت خوش سور باد
آفتاب ار بی‌اجازت بگذرد بر بام او / روز دوران از کسوف کل شب دیجور باد
فضله‌ای کز خاک دیوارش به باران حل شود / در خواص منفعت چون فضلهٔ زنبور باد
استناد کنگره‌ش را ماه بادام نیم دست / واندرو پیوسته عالی مسند دستور باد
چار دیوارش که از هر چار ارکان برترند / از جمالش جاودان این نه فلک مسرور باد
حظ موفور است الحق این عمارت را ز حسن / حظ برخوداری صاحب ازو موفور باد
ای سلیمان دوم را آصفی آصف اثر / تخت و بالش تا ابد بر هردوتان مقصور باد
هرکه چون دیو سلیمان بر شما عاصی شود / در سرای دیو محنت دایما مزدور باد
نظم و ترتیب وجود از رایت و رای شماست / سال و مه این رای و رایت صایب و منصور باد