قاآنی › و له ایضاً فی مدحه| ” میراث‌دار ادب پارسی “

روز می و وقت عیش وگاه سرورست / یار جوان می ‌کهن خدای غفورست
میل و سکون شوق و صبر ذوق و تحمّل / شعله‌و خس‌برق و دشت‌سنگ و بلورست
بادیه پر سنگ و وقت تنگ و قدم لنگ / توشه‌کم و ره دراز و مرحله دورست
یار غیورست و حسن سرکش و من مست / شوق فزون صبر کم شراب طهورست
بادیه بی‌آب و چشمه دور و هواگرم / رخ تر و لب خشک و آفتاب حرورست
زهد گنه می ثواب هجر قیامت / وصل جنان یار حور بزم قصورست
طاقت و دل زهد و مست واعظ و رندی / قوت و شل پند و کر بصبرت و کورست
جعد و بناگوش زلف و رخ خط و رویت / هاله و مه ابر و مهر سایه و نورست
خشم و رضا کین و مهر هجر و وصالت / خارو رطب نیش و نوش سوک و سرورست
گریه مطر اشک قطره دیده سحابست / عشق شرر شوق شعله سینه تنورست
بار عدو چرخ ضد زمانه مخالف / نفس رضا دل حلیم طبع صبورست
شاه جهان جم دهر میر زمان‌کش / مهر عنان مه رکاب چرخ ستورست
داد به جا دادخواه زنده عدو طی / ملک مصون شرع شاد شاه غیورست
دانش‌ن و دل جود و طبع جودت و فکرش / نکهت و گل بوی و مشک تابش و هورست
نام حسن فکر بکر ذات‌ کریمش / اصل طرب بحر عیش کان حبورست
باغ و رخش مهر و رایتش مه و رویش / دیو و ملک نار و نور زنگی و حورست
خصمش بسته‌کفش‌گشاده دلش شاد / تا خور و مه روز شب سنین و شهورست