قاآنی › مطلع ثانی| ” میراث‌دار ادب پارسی “

مژده که شد در چمن رایت گل آشکار / مژده ‌که سر زد سمن از دمن و مرغزار
وجد کنان شاخ‌ گل از اثر باد صبح / رقص ‌کنان سرو ناز بر طرف جویبار
لاله به‌ کف جام می‌ گشته مهیای عشق / گر چه ز نقصان عمر هست به دل داغدار
گوش فراداده ‌گل تا به چمن بشنود / از دهن عندلیب شرح غم بی‌شمار
زان به زبان فصیح ‌کرده روایات شوق / قصه ز هجران‌ گل شکوه ز بیداد خار
وقت سحر گشت باز دیدهٔ نرگس ز خواب / تاکه صبوحی زند از پی دفع خمار
غنچه‌ گشاید دهن تا که ز پستان ابر / از قطرات مطر شیر خورد طفل‌وار
باد به رخسار باغ غالیه‌سایی ‌کند / زلف سمن را دهد نفحهٔ مشک تتار
چهر ریاحین رود در عرق از آفتاب / مِروَحه زانرو دهد باد به دست چنار
لاله به سان صدف ابر در او چون گهر / شاخ شود بارور باد شود مشک‌بار
سوسن از آن رو شدست شهره به آزادگی / کز دل و جان می‌کند مدح شه ‌کامگار
شاه بهادر لقب میر سکندر نسب / داور دارا حسب هرمز کسری شعار
بهمن جم احتشام ‌کاوست حسن شه به نام / مهر سپهرش غلام عقد نجومش نثار
آنکه به ایوان بزم آمده جمشید عزم / وانکه به میدان رزم هست چو سام سوار
شعلهٔ تیغش در آب ‌گر فکند عکس خویش / زآب چو آتش جهد جای ترشح شرار