شب دوشین که مرا لب به لب نوشین بود / شب که از عمر شمردیم شب دوشین بود
گاه لب بر لب جانانه و گه بر لب جام / تا دم صبح مرا کار به شب دوش این بود
نوعروسیست جهیزش همه شادی و نشاط / دختر زر نتوان گفت گران کابین بود
شوق آن ماه روان از مژهام پروین داشت / کار چشمم همه شب با مه و با پروین بود
کس نداند که چه دیدم من از آن گردش چشم / مگر آن صعوه که در صیدگه شاهین بود
گاه در دامن و آغوش من آن خرمن گل / گاه در گردنم آن سلسلهٔ مشکین بود
ریخت خونم به جفا یار و خوشم قاآنی / که مرا کامی اگر بود به عالم این بود
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.