این چه حالست که از سرکله انداختهای / مست و بیخود شده از خانه برون تاختهای
تبغ صیقل زده در مشت و سپر از پس پشت / نرد کین باخته و ساز جدل ساختهای
ساق بالا زده و ساعد کین برچیده / رخ برافروخته و تیغ برافراختهای
گاه با دوست درآویخته گه با دشمن / چون حریفان دغا نرد دغل باختهای
بیم آنست که از پارس برآید غوغا / این چه فتنه است که در شهر درانداختهای
ما چو پروانه کمر بسته به جانبازی تو / تو چرا شمع صفت این همه بگداختهای
هیچ کس را به جهان مهر تو باقی نگذاشت / حالی ازکینه پی قتل که پرداختهای
مگرت گفت کسی ماه فلک همسر تست / که تو مریخ صفت خنجرکین آختهای
یاکسی گفت قدت سرو چمن را ماند / که تو در ناله چو بر سرو چمن فاختهبی
ماه کی جام کشد سرو کجا تیغ زند / خویش را از دگران حیف که نشناختهای
هست مداح امیرالامرا قاآنی / نشناسی مگرش هیچ که ننواختهای
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.