قاآنی › شمارهٔ ۵۲| ” میراث‌دار ادب پارسی “

سیهروزی از بخکسی ندیده یل بتر / که خود تعب کشد و غیری انتفاع کند
از آنکه تا هنوزش بود به تن رمقی / ز ناز و نوش جهان طبعش امتناع کند
ولی جنازه‌اش از در برون نرفته هنوز / در آن زمان که جهان را به جان وداع کند
به مال و دولت او سفله‌ای گمارد چرخ / که نان او خورد و با زنش جماع کند