انوری › غزل شمارهٔ ۱۶| ” میراث‌دار ادب پارسی “

جرم رهی دوستی روی تست / آفت سودای دلش موی تست
دل نفس از عشق تو تنها نزد / در همه دلها هوس روی تست
ناوک غمزه مزن او را که او / کشتهٔ هر غم‌زدهٔ خوی تست
هست بسی یوسف یعقوب رنگ / پیرهنی را که درو بوی تست
از در خود عاشق خود را مران / رحم کن انگار سگ کوی تست