انوری › غزل شمارهٔ ۲۱| ” میراث‌دار ادب پارسی “

پایم از عشق تو در سنگ آمدست / عقل را با تو قبا تنگ آمدست
نام من هرگز نیاری بر زبان / آری از نامم ترا ننگ آمدست
هرچه دانی از جفا با من بکن / کت زبونی نیک در چنگ آمدست
هرکسی آمد به استقبال من / اندهانت چند فرسنگ آمدست
انوری پایت ز راهی بازکش / کاندران هر مرکبی لنگ آمدست