ز باغ وصل تو گل کی توان چید / که آنجا گفتگوی از بهر خارست
ولی در پای تو گشتم بدان بوی / که عهدت همچو عشقم پایدارست
دلم رفت و ز تو کاری نیامد / مرا با این فضولی خود چه کارست
چو گویم بوسهای گویی که فردا / کرا فردای گیتی در شمارست
به بند روزگارم چند بندی / سخن خود بیشتر در روزگارست
به عهدم دست میگیری ولیکن / که میگوید که پایت استوارست
ترا با انوری زین گونه دستان / نه یکبار و دوبارست و سه بارست
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.