انوری › غزل شمارهٔ ۶۸| ” میراث‌دار ادب پارسی “

با قد تو قد سرو خم دارد / چون قد تو باغ، سرو کم دارد
وصلت ز همه وجود به لیکن / تا هجر تو روی در عدم دارد
شادم به تو و یقین همی دانم / کین یک شادی هزار غم دارد
در کار تو نیست عقل بر کاری / کار آن دارد که یک درم دارد
دایم چو قلم به تارکم پویان / زان قامت و قد که چون قلم دارد
در راه تو انوری تو خود دانی / عمریست که تا ز سر قدم دارد
گر سرزنش همه جهان خواهی / آن نیز به دولت تو هم دارد