عشقم این بار جهان بخواهد برد / برد نامم نشان بخواهد برد
در غمت با گران رکابی صبر / دل ز دستم عنان بخواهد برد
موج طوفان فتنهٔ تو نه دیر / عافیت از جهان بخواهد برد
نرگس چشم و سرو قامت تو / زینت بوستان بخواهد برد
رخ و دندان چو مه و پروینت / رونق آسمان بخواهد برد
با همه دل بگفتهام که مرا / غم عشق تو جان بخواهد برد
من خود اندر میانه میبینم / که زمان تا زمان بخواهد برد
چه کنم گو ببر گر او نبرد / روزگار از میان بخواهد برد
در بهار زمانه برگی نیست / که نه باد خزان بخواهد برد
انوری گر حریف نرد این است / ندبت رایگان بخواهد برد
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.