انوری › غزل شمارهٔ ۸۹| ” میراث‌دار ادب پارسی “

نه دل کم عشق یار می‌گیرد / نه با دگری قرار می‌گیرد
از دست تو آن سرشک می‌بارم / کانگشت ازو نگار می‌گیرد
سرمایهٔ صدهزار غم بیش است / آنرا که به غمگسار می‌گیرد
صبری نه که سازگار دل باشد / با غم به چه کار کار می‌گیرد
هر غم که نه از میان دل خیزد / پنداری ازو کنار می‌گیرد
عمری به بهانهٔ وداع او را / می‌بوسد و در کنار می‌گیرد
آری غم عشق اگر به حق گویی / دل را نه به اختیار می‌گیرد