انوری › غزل شمارهٔ ۹۰| ” میراث‌دار ادب پارسی “

دل راه صلاح برنمی‌گیرد / کردم همه حیله درنمی‌گیرد
معشوقه دگر گرفت و دیگر شد / دل هرچه کند دگر نمی‌گیرد
الحق نه دروغ راست باید گفت / معذور بود اگر نمی‌گیرد
من تختهٔ عاشقی ز سر گیرم / هرچند که او ز سر نمی‌گیرد
دادم دو جهان به باد در عشقش / ما را به دو حبه برنمی‌گیرد