جانا دلم از غمت به جان آمد / جانم ز تو بر سر جهان آمد
از دولت این جهان دلی بودم / آن نیز به دولتت گران آمد
آری همه دولتی گران آید / چون پای غم تو در میان آمد
در راه تو کارها بنامیزد / چونان که بخواستم چنان آمد
در حجرهٔ دل خیال تو بنشست / چون عشق تو در میان جان آمد
جان بر در دل به درد میگوید / دستوری هست در توان آمد
از دست زمانه داستان گشتم / چون پای دلم در آستان آمد
گفتم که تو از زمانه به باشی / خود هر دو نواله استخوان آمد
یکباره سپر بر انوری مفکن / با او همه وقت بر توان آمد
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.