انوری › غزل شمارهٔ ۱۲۵| ” میراث‌دار ادب پارسی “

گر وفا با جمال یار کند / حلقه در گوش روزگار کند
ماه دست از جمال بفشاند / گر بر این پای استوار کند
نازها می‌کند جفا آمیز / ور بنالم یکی هزار کند
با چنین اعتماد بر خوبی / نکند ناز پس چه کار کند
چشمش از بیشه‌ها جفا داند / زلفش از کارها شکار کند
این دعا خوش بر آستین بندد / وین سزا نیک در کنار کند
دل و دینم ببرد و سود کنم / گر بر این مایه اختصار کند
بارکش انوری که یارگر اوست / زین بتر صد هزار بار کند