انوری › غزل شمارهٔ ۱۳۶| ” میراث‌دار ادب پارسی “

دوش آنکه همه جهان ما بود / آراسته میهمان ما بود
سوگند به جان ما همی خورد / گر چند بلای جان ما بود
بودش همه خرمی و خوبی / شکر ایزد را که آن ما بود
از طالع سعد ما براند / فالی که نه در گمان ما بود
بنشست میان ما و برخاست / آزار که در میان ما بود