انوری › غزل شمارهٔ ۱۹۵| ” میراث‌دار ادب پارسی “

دل باز به عاشقی درافکندم / برداد به باد عهد و سوگندم
پیوست به عشق تا دگرباره / ببرید ز خاص و عام پیوندم
برکند به دست عشوه از بیخم / تا بیخ صلاح و توبه برکندم
پندم بدهد همی شود در سر / این بار که نیک نیک دربندم
چون بستهٔ بند عاشقی باشم / کی سود کند نصیحت و پندم
از مرهم وصل فارغم زیرا / کز یار به درد هجر خرسندم
آخر شب هجر بگذرد بر من / گر بگذارند روزکی چندم