ای آرزوی جانم در آرزوی آنم / کز هجر یک شکایت در گوش وصل خوانم
دانی چگونه باشم در محنتی چنینم / زان پس که دیده باشی در دولتی چنانم
با دل به درد گفتم کاخر مرا نگویی / کان خوشدلی کجا شد دل گفت میندانم
آری گرت بیابم روزی به کام یابم / ورنه چنانکه باشد زین روز درنمانم
گهگه به آب دیده خرسند کردمی دل / کار آنچنان شد اکنون آن هم نمیتوانم
من این همه ندانم دانم که میبرآید / جانم ز آرزویت، ای آرزوی جانم
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.