انوری › غزل شمارهٔ ۲۲۵| ” میراث‌دار ادب پارسی “

باز چون در خورد همت می‌کنم / سر فدای تیغ نهمت می‌کنم
قیمت یک بوس او صد بدره زر / گر کنم با او خصومت می‌کنم
من دهان خوش می‌کنم لیکن کجاست / وه که یک جو زانچ قیمت می‌کنم
دوشم آن دلبر گرفت اندر کنار / یک زمان یعنی که رحمت می‌کنم
بر سر آن نکته‌ای دریافتم / گرچه دانستم که زحمت می‌کنم
چشم کردم شوخ و گفتم ای نگار / بر سر پا نیز خدمت می‌کنم