عشق بر من سر نخواهد آمدن / پا از این گل برنخواهد آمدن
گرچه در هر غم دلم صورت کند / کز پیاش دیگر نخواهد آمدن
من همی دانم که تا جان در تنست / بر دل این غم سر نخواهد آمدن
برنیاید چرخ با خوی بدش / صبر دایم برنخواهد آمدن
عمر بیرون شد به درد انتظار / وصلش از در درنخواهد آمدن
چون به حسن از ماه بیش آمد بهجور / زاسمان کمتر نخواهد آمدن
گویمش حال من از عشقت بپرس / کز منت باور نخواهد آمدن
گویدم جانی کم انگار انوری / بیتو طوفان برنخواهد آمدن
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.