انوری › در تعریف علم و شان آن| ” میراث‌دار ادب پارسی “

دیدهٔ جان بوعلی سینا / بود از نور معرفت بینا
سایهٔ آفتاب حکمت او / یافت از مشرق و لوشینا
جان موسی صفات او روشن / به تجلی و شخص او سینا
ای سفیه فقیه‌نام تو کی / باز دانی زمرد از مینا
در تک چاه جهل چون مانی / مسکنت روح قدس مسکینا