انوری › در مدح مجدالدین ابوطالب نعمه| ” میراث‌دار ادب پارسی “

آنکه بر سلطان گردون نور رایش غالبست / پادشاه آل یاسین مجد دین بوطالبست
آسمان همت خداوندی که همچون آسمان / همتش بر طول و عرض آفرینش غالبست
آنکه او تا در سرای آفرینش آمدست / تنگ عیشی از سرای آفرینش غایبست
بحر در موج شبانروزی دلش را زیر دست / ابر در باران نوروزی کفش را نایبست
آز محتاجان چو کلکش در مسیر آمد بسوخت / آز گویی دیو و کلک او شهاب ثاقبست
دی همی گفتم که از دیوان رای صائبش / آفتاب و ماه را هر روزی نوری راتبست
آسمان گفتا چه می‌گویی که گوید در جهان / پرتو نور نبوت را که رایی صایبست