انوری › مطایبه| ” میراث‌دار ادب پارسی “

دوش در خواب من پیمبر را / دیدمش کو ز امت آزردست
گفتمش ای بزرگ چت بودست / طبع پاک تو از چه پژمردست
گفت زین مقر یک همی جوشم / رونق وحی ایزدی بردست
آنچه این زن به مزد می‌خواند / جبرئیل آن به من نیاوردست