جامی › اشارت به نفختین| ” میراث‌دار ادب پارسی “

چون شود نوبت جهان آخر / وز قیامت نشانه ها ظاهر
نشود یافت هیچ کس به جهان / کالله الله برآیدش به زبان
مر سرافیل را دهد دستور / حق تعالی که در دمد در صور
زان دمیدن خلایق عالم / همه میرند چون چراغ از دم
عمرها زیر گنبد دوار / نبود از جنس آدمی دیار
بار دیگر ز حق شود مأمور / که کند نفخ صور صاحب صور
در دمد در قوالب و ابدان / به یکی دم زدن هزاران جان
گر چه ابدان بود پراکنده / همچو آتش به دم شود زنده