جامی › در بیان آنکه حکمت در وجود پادشاه صاحب جلالت حکمت اس| ” میراث‌دار ادب پارسی “

بخش ۱۱ - در بیان آنکه حکمت در وجود پادشاه صاحب جلالت حکمت است به موجب راستی و عدالت
چیست دانی به زیر چرخ اثیر / حکمت اندر وجود شاه و امیر
تا بود پشت بی پناهان را / تا دهد داد دادخواهان را
نیکخواه جهانیان باشد / بر همه خلق مهربان باشد
ظالمان را ز ظلم باز آرد / دست مظلوم را قوی دارد
عدل را پیشوای خود سازد / کارها را به عدل پردازد
نص قرآن شنو که حق فرمود / در مقام خطاب با داوود
که تو را زان خلیفگی دادیم / سوی خلق جهان فرستادیم
تا نهی ملک را ز عدل اساس / حکم رانی به عدل بین الناس
هر که را نه ز عدل دستور است / از مقام خلیفگی دور است
گیرد از دیو درس ظلم سبق / عقل چون خواندش خلیفه حق
پیشه کرده خلاف فرمان را / گشته نایب مناب شیطان را
چون بود سایه خدا سلطان / کی پسندت خلافت شیطان
نشود مر خدای را سایه / تا نگیرد ز عقل سرمایه