جامی › در صفت عدل و نصفت| ” میراث‌دار ادب پارسی “

چیست عدل آنکه بگذری ز فضول / نکنی از طریق شرع عدول
شرع را نصب عین خود سازی / چشم بر غیر آن نیندازی
چون گماری به کار اندیشه / شیوه راستی کنی پیشه
اول آن را به شرع سازی راست / آنگه آری به جای بی کم و کاست
زانکه میزان معدلت شرع است / شرع اصل است و غیر آن فرع است
هر چه نبود به وفق آن میزان / عدل نامش منه که ظلم است آن
دور باشد ز طور دینداری / که کنی ظلم و عدل پنداری