جامی › پند مأمون به فرزند خویش| ” میراث‌دار ادب پارسی “

با پسر گفت یک شبی مأمون / کای در اقبال و بخت روزافزون
چون رسد نوبت خلافت تو / حرص دنیا مباد آفت تو
هر که را از خلیفگی خدای / نشود سیر نفس بد فرمای
سیر مشکل شود ازان زر و سیم / که کشد گه ز بیوه گه ز یتیم