جامی › در بیان آنکه اکثر خلق عالم روی پرستش در موهوم و مخی| ” میراث‌دار ادب پارسی “

بخش ۵۹ - در بیان آنکه اکثر خلق عالم روی پرستش در موهوم و مخیل خود دارند
خلق عالم همه درین کارند / رو به وهم و خیال خود دارند
همه اندر خداپرستی فاش / لیکن آزر صفت خدای تراش
هر کسی بر امید بهبودی / بسته با خود خیال معبودی
روی تعظیم خود در او کرده / مهر او در درونه پرورده
به عبادت اگر چه مشغول است / عابد آن اله مجعول است
روز حشر که بر عموم بشر / حق تجلی کند به جمله صور
آن تجلی ز حضرت احدش / نبود جز به وفق معتقدش
جز در آن صورت ار شود ظاهر / گردد آن را ز جاهلی منکر
چون تجلی که در معاد بود / همه بر طبق اعتقاد بود
مکن او را به اعتقادی خاص / شو ز قید هر اعتقاد خلاص
نیست حصری خدای را و حدی / که مقید شود به معتقدی
تخته خامه عقاید باش / در همه صورتش مشاهد باش
شو هیولای جمله معتقدات / بو که یابی ز قید و حصر نجات