جامی › در بیان آنکه آدمی کل است و سایر اشیا به مثابه اجزا| ” میراث‌دار ادب پارسی “

آدمی چیست برزخی جامع / صورت خلق و حق در او واقع
نسخه مجمل است و مضمونش / ذات حق و صفات بیچونش
متصل با دقایق جبروت / مشتمل بر حقایق ملکوت
باطنش در محیط وحدت غرق / ظاهرش خشک لب به ساحل فرق
یک صفت نیست از صفات خدا / که نه در ذات او بود پیدا
هم علیم است و هم سمیع و بصیر / متکلم مرید و حی و قدیر
همچنین از حقایق عالم / همه چیزی بود در او مدغم
خواهی افلاک و خواهی ارکان گیر / خواه کان یا نبات و حیوان گیر
صورت نیک و بد نوشته در او / سیرت دیو و دد سرشته در او
گرنه مرآت وجه باقی بود / از چه رو شد فرشته را مسجود
بود عکس جمال حضرت پاک / اگر ابلیس پی نبرد چه باک
هر چه در گنج کنت کنز نهان / بود، در وی خدا نمود عیان
خلق را در ظهور پیدایی / هستی اوست علت غایی
زانکه عرفان بود سبب آن را / و اوست مظهر کمال عرفان را