جامی › اشارة حرفیة الی الالف| ” میراث‌دار ادب پارسی “

«الف » اسم پیشتر از «با» / بود بسیار ظاهر و پیدا
«بی » چو آمد پدید الف در بسم / مختفی گشت همچو جان در جسم
بود پیش از وجود خلق جهان / سر وحدت چنانکه بود عیان
حکم کثرت چو یافت وصف ظهور / سر وحدت شد اندر آن مستور
نور وحدت ز کثرت ظاهر / گر چه بس ظاهر است و بس قاهر
لیک شیطان به مکر و زرق و حیل / پوشد آن را ز دیده احول
اینست آن سر که سایلی آگه / از نبی در حروف بسم الله
چون ز نا بودن «الف » پرسید / گفت شیطانش از میان دزدیدن