جامی › در بیان آنکه مخلص مکسور اللام مادام که اخلاص را مضا| ” میراث‌دار ادب پارسی “

بخش ۹۷ - در بیان آنکه مخلص مکسور اللام مادام که اخلاص را مضاف به خود می بیند در عین اشراک است و المخلصون علی خطر عظیم اشارت بدین تواند بود و چون به فضل حق سبحانه خلاصی از خودش دست داد و آن اخلاص را مضاف به حق سبحانه مشاهده کرد مخلص باشد بفتح اللام بلکه مخلص باشد و هم مخلص مخلص مفتوح اللام به اعتبار اضافت فعل اخلاص به حق و مخلص مکسوراللام به اعتبار مظهریت خودش مر فعل حق را سبحانه و لهذا مخلصین در شأن انبیا علیهم السلام به روایتی کسر و فتح لام نازل شده است
مرد مخلص نگشته از خود پاک / باشد اخلاص او همه اشراک
نفسش از چرک شرک ناشده صاف / دارد اخلاص را به خویش مضاف
نیست پیش محقق آگاه / مخلصان را جز این خطر در راه
چون رهاند حقش ز نفس دغل / کسر لامش شود به فتح بدل
بود مخلص کنون شود مخلص / دهدش مخلصی ز خود مخلص
بلکه چون خود ز نفس ناکس رست / کسر او فتح و فتح او کسر است
گر به اخلاص خود شود حاضر / بیند اخلاص حق ز خود ظاهر
مخلص آید ولی به حق نه به خود / به حق آموزد این سبق نه به خود
مخلص مخلصی که در قرآن / انبیا راست نازل اندر شان
در عبارت بود دو صیغه ولی / در حقیقت بود به یک معنی