جامی › در بیان آنکه انسان را قابلیت جمیع صفات متقابله هست| ” میراثدار ادب پارسی “
بخش ۱۲۰ - در بیان آنکه انسان را قابلیت جمیع صفات متقابله هست به هر کدام که میل می کند و ورزش آن پیش می گیرد در آن به کمال می رسد
آدمی ز اصل فطرت آمد صاف / از صفا قابل همه اوصاف
هر صفت را که می شود طالب / می شود بر نهاد او غالب
گر به خوی فرشته آرد روی / زود گردد فرشته سیرت و خوی
ور زند فعل دیو از وی سر / شود از فعل بد ز دیو بتر
ای نگشته ز فطرت اول / فطرت خویش را مکن مبدل
جهد کن جهد تا به عالم دل / ملکات ملک کنی حاصل
نسپاری عنان به حیله و رید / نشوی کارخانه دد و دیو
ور نمانده ست فطرت تو سلیم / بل کز آفات نفس گشته سقیم
از هواهای نفس خود وا کن / هر صفت را به ضد مداوا کن
گر بخیلی به جود کوش و کرم / بذل دینار پیشه ساز و درم
ور حریصی به داده شو خرسند / جز قناعت شعار خود مپسند
نفس تو گر ز نطق یابد قوت / لب ببند از سخن به مهر سکوت
ور ز خاموشی اش نصیب افتاد / بایدت لب به گفت و گوی گشاد
گفت و گویی کلید صدق و صواب / نه که گردد مزید بعد و حجاب
گر کند عقل و شرع حکم سخن / تو به طبع و هوا خموش مکن
ور نباشد سخن فروشی خوش / رخت بر ساحل خموشی کن
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.