جامی › اشارة الی قوله تعالی ماعندکم ینفد و ما عندالله باق| ” میراث‌دار ادب پارسی “

کل ما کان عندکم ینفد / دام ما عنده الی السرمد
وضع آن اندر آب و گل نبود / موضعش غیر جان و دل نبود
نشود حبه ای ازان ضایع / روز محشر شود به او راجع
خانه تن خرابه ایست کهن / لله و فی الهش عمارت کن
لقمه هایی که مشتهای دل است / بهر این خانه مشت های گل است
چون کفایت همی کند دو سه مشت / چند گل می کشی به گردن و پشت
گل مزن می نگویمت به گزاف / گل همی زن ولی به قدر کفاف
هست چندان بس از شراب و طعام / که به طاعت توان نمود قیام
ور فزایی بر آن سرف باشد / کی سرف مایه شرف باشد