جامی › حکایت بر سبیل تمثیل| ” میراث‌دار ادب پارسی “

با پسر گفت لولیی در ده / نیست چیزی ز نان گندم به
گفت هرگز تو خورده ای بابا / گفت من خود نخورده ام اما
بود جدی مرا کهنسالی / یافته از زمانه اقبالی
دیده بود او کسی حوالی شهر / که گرفتی ز نان گندم بهر