جامی › در تفسیر قوله تعالی انما یرید الله لیذهب عنکم الر| ” میراث‌دار ادب پارسی “

بخش ۱۶۰ - در تفسیر قوله تعالی: انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا
معنی انما یرید الله / آن بود پیش عارف آگاه
که خدا را ز لوث رجس و فساد / هست تطهیر اهل بیت مراد
نیست پوشیده بر اولوالأفهام / که بود رجس بدترین آثام
چون بود رجس زلت و عصیان / نیست تطهیر آن بجز غفران
پس همه اهل بیت مغفورند / وز عقوبات آخرت دورند
از گنه چون بریست ذمتشان / نتوان بهر آن مذمتشان
از معاصی مدارشان معصوم / وز ذمایم مسازشان مذموم
از یکی گر جریمه ای دانی / کش نهفتن به شرع نتوانی
بر وی احکام شرع اجرا کن / زانچه مشروع نی تبرا کن
به طبیعت مکن در آن مدخل / دین خود را بدان مکن مختل
ور شود با یکی ز صحبت نبی / در مقام جفا و بی ادبی
زان حکایت به لطف منعش کن / با وی از حکم شرع گوی سخن
لب به گفتار ناسزا مگشای / ناسزا را به ناسزا مزدای
به تعصب مگوی دشنامش / جز به حسن ادب مبر نامش
چه عجب کز وی آن کلام فضول / در گذارند بهر روح رسول
تو مؤاخذ شوی به آن هذیان / که تو را یافت بر زبان جریان
اهل بیت طهارتند اینها / نور چشم بصارتند اینها
اختر برج شرع و ایمانند / گوهر درج صدق و احسانند
بهره مندند از نبی و نبیه / کالولد گفته اند سر ابیه
همه جزوند زان چراغ سبل / هست در جزو شمه ای از کل
آید آن شمه مایه تأثیر / جزو همچون مس است و آن اکسیر
چون ز اکسیر رو نماید اثر / مس اگر کوهاست گردد زر
گشته ز اکسیر زر ناب این مس / گر چه مس می نماید اندر حس
پیش حس مس و پیش عقل زر است / پیش آن سنگ و پیش این گهر است
مکن از حس زر و گهر را رد / که اغالیط حس ندارد حد
گر زر ناب از مس آلاید / قیمت زر ازان نفرساید
رنگ مس نیست بر رخ زر غش / بهر بیگانگان بود روکش
آن بود غش که زرگر قلاب / مس نماید به صورت زر ناب
تا بدان ابلهی فریب خورد / گیرد آن مس قلب و زر شمرد