جامی › در بیان آنکه حضرت شیخ ابوسعید ابوالخیر قدس الله تع| ” میراث‌دار ادب پارسی “

بخش ۱۶۷ - در بیان آنکه حضرت شیخ ابوسعید ابوالخیر قدس الله تعالی سره همیشه از خود به ایشان تعبیر کردی و کلمه ما و من را هرگز بر زبان نیاوردی
شیخ مهنه که بود پیوسته / از من و مای خویشتن رسته
صد حکایت ز خویش واگفتی / لیک هرگز نه من نه ما گفتی
رفتی اندر صف صفا کیشان / بر زبانش به جای من ایشان
بود بر وی شهود حق غالب / دید خود را ز چشم خود غایب
لفظ ایشان که خاص غایب راست / جامه ای بود بر قد او راست
خرد آن ساده را کند تعییر / که ز غایب به من کند تعبیر
خاصه از غایبی که ماند دور / جاودان از حریم قرب و حضور
بکشد رخت خود ز شهر وجود / بنشیند به گوشه ای نابود
گر بجوید به سال های دراز / اثر خویشتن نیابد باز