انوری › در حبس مجدالدین ابوالحسن عمرانی| ” میراث‌دار ادب پارسی “

بوالحسن ای کسی که در احسان / وعده از رغبت تو مایوسست
دل و دستت که شاد باد و قوی / بحر معقول کان محسوسست
نکبتت عام نکبتی است کزو / شرع منکوب و ملک منکوسست
داغ آسیب دور تو دارد / هر اساس ستم که مدروسست
دوش آز از نیاز می‌پرسید / که کنون دور دهر معکوسست
گفت نی گفتش آخر از چه سبب / طالع مکرمات منحوسست
مکرمت بانگ برگرفت از حبس / که کریم زمانه محبوسست