جامی › در بیان سر فضیلت نماز جماعت بر نماز منفرد| ” میراث‌دار ادب پارسی “

بنگر در نماز وقت عمل / که جماعت در او بود افضل
زانکه از اجتماع قوم و امام / می شود نشئه نماز تمام
یکی از قوم اگر بود ز غرور / در نمازش ز سهو و لهو قصور
باشد از رای همت عالی / دیگری را نماز ازان خالی
ور یکی باشد را شرایط و ارکان / نبود بی تفاوت و نقصان
دیگری هم بود که آن اعمال / کرده باشد ادا به وجه کمال
ور یکی را بود قیام و رکوع / خالی از هیئت خشوع و خضوع
دیگری خاشع آنچنان باشد / که در احوال او عیان باشد
ور یکی زان میان پریشان دل / باشد از فکرهای بی حاصل
دیگری از خیال دور بود / غرق جمعیت و حضور بود
یک نماز از همه شود حاصل / که به میزان دین بود کامل
کامل ار نبود آن بود بی شک / که بود بیش فضلش از هر یک
اثر آن به همگنان برسد / چون اثرهای فیض جان به جسد
همه زان فیض زندگی یابد / ذوق آداب بندگی یابند
شود از همدلی و همکاری / ذوق هر یک به دیگران ساری
پیش روشندلان نیک خصال / هست روشن سرایت احوال