جامی › در بیان آنکه چون عاشق ظلمت وایه های نفس بداند روی از| ” میراث‌دار ادب پارسی “

بخش ۳۹ - در بیان آنکه چون عاشق ظلمت وایه های نفس بداند روی از خود بگرداند و در معشوق آورد
عاشق صدق جو چو دریابد / ظلمت خود ز خود عنان تابد
روی جان آورد به قبله دوست / نشود محتجب ز مغز به پوست
هر چه گوید برای او گوید / هر چه جوید برای او جوید
همچو پروانه کو به مجلس جمع / هستی خود فنا کند در شمع
بهر جانان فنا کند خود را / پیش رویش فدا کند خود را