جامی › قصه عاشق شدن صاحب فتوحات مکیه قدس الله تعالی سره که| ” میراث‌دار ادب پارسی “

بخش ۴۴ - قصه عاشق شدن صاحب فتوحات مکیه قدس الله تعالی سره که عشق مفرط از دل وی سر زده بود و معشوق معین و معلوم نی
پیر توحید شیخ محیی الدین / آفتاب سپهر کشف و یقین
زانچه از ذوق خود بیان کرده ست / در فتوحات مکی آورده ست
که ز مغرب چو آمدم به دمشق / جیب جانم گرفت جذبه عشق
عشقم اندر دل آتشی افزود / که بر آمد ز هستی من دود
لیکن آن را به هیچ روی و رهی / متعین نبود قبله گهی
علم افراخت عشق بر عیوق / لیک نام و نشان نه از معشوق